بررسی تحلیل تکنیکال و بنیادی

بررسی تفاوت، مزایا و معایب تحلیل تکنیکال و بنیادی

 

بررسی تحلیل تکنیکال و بنیادی

ابتدا به بررسی معنای هر یک از تحلیل تکنیکال و بنیادی به صورت جداگانه می پردازیم:

زمانیکه می خواهید اطلاعاتی را در مورد آینده وضعیت و قیمت سهام یک شرکت بدست بیاورید نیاز به تحلیل دارید که دو نمونه از مهمترین تحلیل ها : تحلیل تکنیکال یا Technical Analysis و تحلیل بنیادی یا Fundamental Analysis می باشد.

تحلیل تکنیکال چیست؟ در تحلیل تکنیکال به اعداد، ارقام و خود کالا توجه نمی شود بلکه توجه اصلی بر رفتار بازار و نمودارهای ( در مقاله انواع نمودار تحلیل تکنیکال به بررسی کامل این نمودارهای پرداخته ایم . ) نشان دهنده وضعیت بازار می باشد. در این روش به پیش بینی وضعیت آینده بازار، قیمت کالاها می پردازیم. با بررسی اطلاعات قدیمی می توان روند قیمت را پیدا کرد و حتی می توان به اطلاعاتی روش بنیادی نیز دست یافت.

تحلیل بنیادی چیست؟ این روش به دنبال پیدا کردن دلیل اصلی تغییرات قیمت در بازار است و برعکس تحلیل تکنیکال، به اخبار و گزارشات منتشر شده توجه بسیاری می شود. به عبارتی دیگر در این روش تمام تلاش کارشناسان ابن است که ارزش ذاتی دارایی را محاسبه کنند. در تحلیل بنیادی باید سه تحلیل اقتصاد، شرکت و صنعت انجام گیرد.

بررسی مزایا و معایب تحلیل تکنیکال:

مزایا:

  • مشخص نمودن زمان مناسب برای ورود و خروج بازار
  • یادگیری تحلیل تکنیکال بسیار ساده و آسان است.
  • قیمت فعلی کالا را به سرمایه گذاران ارائه می کند
  • نمودارهای موجود در روش تحلیل تکنیکال می تواند راهنمای مناسبی برای خرید و فروش باشد
  • از تحلیل تکنیکال می توان برای هر نوع معامله ای در هر زمانی استفاده نمود
  • تحلیل تکنیکال نیاز به هزینه و زمان کمی دارد.
  • یافتن الگو های مخفی در حرکت قیمت
مطالب مرتبط

معایب:

  • در تحلیل تکنیکال علایق شخص بر این تحلیل تاثیرگذار است.
  • همیشه جواب نهایی در این تحلیل درست نیست زیرا این روش از یک سری قوانینی پیروی میکنید که همیشه این قوانین صدق نمیکنند.
  • امکان تفسیر های مختلف
  • از تحلیل تکنیکال برای کالاهای جدید نمی توان استفاده کرد زیرا این کالاها فاقد اطلاعات قدیمی هستند.
  • تحلیل تکنیکال هیچ گاه توانایی پی بردن به ارزش ذاتی را ندارد و این امر باعث افزایش ریسک سرمایه گذاری می شود.

بررسی مزایا و معایب تحلیل بنیادی:

مزایا:

  • سهامی را که دارای موقعیت خوبی است، برای بلندمدت شناسایی می‌کند.
  • تحلیل بنیادی برای سرمایه گذاری های بلند مدت بسیار خوب است.
  • تحلیل بنیادی شرکت هایی را که دارای دارایی و سهام ارزشمند هستند را مشخص می کند.
  • پی بردن به ارزش ذاتی هر سهم موثرترین تحلیل و روش می باشد.
  • برای محاسبه بتا به عنوان عامل ریسک سیستماتیک نقشی اساسی دارد.

معایب:

  • در تحلیل بنیادی نیاز به بررسی متغیرها وجود دارد که این امری است پر هزینه.
  • نتیجه بررسی متغیرها در این تحلیل تنها برای یک مدت کوتاهی سودمند می باشد.
  • یادگیری تحلیل بنیادی بسیار زمان بر و پیچیده می باشد.
  • توانایی مشخص نمودن حداقل و حداکثر قیمت برای خرید و فروش را ندارد.
  • تحلیل بنیادی کیفیت درونی شرکتها را جستجو می کنند.

محاسبه ارزش ذاتی شرکت با روش تحلیل بنیادی:

ارزش ذاتی یک شرکت یکی از اساسی ترین و مهمترین مواردی است که می توان براساس آن به خرید و فروش پرداخت. یکی از بهترین روش های برای بدست آوردن ارزش ذاتی یک شرکت استفاده از تحلیل بنیادی می باشد. اگر از دید سرمایه‌گذاران، ارزش ذاتی یک سهم بالاتر از ارزش بازار باشد، گزینه مناسبی برای خرید خواهد بود، اما اگر ارزش ذاتی یک سهم کمتر از ارزش بازار آن باشد، سهم مذکور گزینه مناسبی برای سرمایه‌گذاری به شمار نمی‌رود.

  1. درآمد: درآمد یکی از مهترین گزینه ها برای سرمایه گذاران می باشد زیرا هر اندازه که درآمد یک شرکت بالا باشد طبیعتا سوددهی آن نیز به مراتب بالاتر خواهد بود.
  2. درآمد به ازای هر سهم یا EPS
  3. نسبت P/E
  4. بازدهی سود نقدی: بازدهی سود نقدی نشان دهنده میزان سوددهی شرکت نسبت به هر سهم می باشد.
  5. ارزش دفتری:                           حقوق صاحبان سهم ÷ تعدا سهم = ارزش دفتری
    در صورت دست از کار کشیدن یک شرکت با استفاده از فرمول فوق، میزان سودی که بعد از پرداخت بدهی ها به سهامداران میرسد را ارزش دفتری می گویند و علت استفاده از لغت دفتر به دلیل این است که بدهی ها و دارایی ها براساس اعداد ثبت شده در دفتر حسابداری بررسی می گردد.
  6. بازدهی حقوق صاحبان سهام: سودی که یک شرکت براساس ارزش دفتر تعیین می کند را بازدهی حقوق صاحبان سهام می گویند. فرمول محاسبه                    حقوق صاحبان سهم ÷ درآمد سالانه = بازدهی حقوق صاحبان سهام
  7. حقوق صاحبان سهم
  8. نسبت PEG: برای ارزش گذاری سهام شرکت های متوسط که سودی در آن تقسیم نمی شود کاربرد دارد. بالا و پایین بودن ارزش شرکت نشان دهنده این است که ارزش ذاتی شرکت بالاتر و یا زیر ارزش ذاتی شرکت می باشد.                                                                                                       رشد G ÷نسبت P/E = نسبت PEG   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.